على آقا نورى

115

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

صغرا ، ويژهء گروهى مىدانند كه پس از رحلت امام يازدهم به وجود آمدند و به حضور امام دوازدهم ( عج ) و غيبت آن بزرگوار معتقد بودند . « 1 » اينان همان گروهىاند كه از آن به بعدها به « اماميه » و به تدريج ، « اثنىعشريه » مشهور شدند . « 2 »

--> ( 1 ) . اشعرى قمى ، ص 102 ؛ نوبختى ، ص 90 . شهرستانى ضمن بحث در مورد شيعهء دوازده امامى ، كه به رحلت امام موسى كاظم عليه السّلام اعتقاد پيدا كردند و « قطعيه » ناميده شدند ، چنين مىگويد : « امامت را به سوى فرزندانش راندند ، طورىكه بعد از موسى كاظم عليه السّلام به امامت فرزندش على الرضا عليه السّلام اعتقاد داشتند ، پس از او محمد تقى جواد عليه السّلام و بعد على بن محمّد نقى كه مرقدش در قم است ( معروف اين است كه مرقد ايشان در سامرّاء عراق است ) ، سپس حسن عسكرى الزكى عليه السّلام و بعد از او محمّد قائم منتظر عليه السّلام كه از دوازدهمين مىباشد و اين طريق دوازده امامى ( اثنىعشرى ) در اين زمان است . » نك : الملل و النحل ، ج 1 ، ص 150 . ( 2 ) . البته اين به معناى فراموشى و انكار آن دسته از احاديث مشهور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در اشاره به خلفاى اثنا عشر پس از خودش و نيز برخى از رواياتى كه از امامان شيعه ، به ويژه امام جعفر صادق عليه السّلام دربارهء امامان و اوصياى دوازده‌گانه و حتى معرفى نام آنها رسيده ، نيست . گو اين‌كه احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در باب خلفاى اثناعشر در عصر امامان و از آن مهمتر در ميان محدثان اهل سنت فراهم ساخت . از شهرت ويژه‌اى برخوردار بوده ، اما ذهنيت مخاطبان اين احاديث هيچ‌گاه متوجه آنچه بعدا به عنوان امامان دوازده‌گانه شيعه شناخته شدند ، نبوده است . شايد اين ابهام در مصاديق خارجى و عدم توجه به پيامد قوّت‌بخش آن براى تفكر شيعى ترويج اين‌گونه احاديث در بين محدّثان اهل تسنّن فراهم ساخت . البته برخى از آنها در تلاشى ناموفق در پى آن بودند كه اين احاديث را با احتساب برخى خلفاى اموى و يا عبّاسى با خلفاى راشدين بر ديگران منطبق كنند . احاديثى از اين دست از طرف امامان عليهم السّلام نيز رسيده و آن بزرگان ضمن اشاره به موضوع امامان و اوصياى دوازده‌گانه ، گاهى اسامى و خصوصيات آنها را نيز روشن كرده‌اند . ( محمد بن يعقوب كلينى ، اصول كافى ، ج 1 ، ص 525 - 535 ) با اين‌حال ، اين احاديث نيز داستان ويژهء خود را دارند ؛ چرا كه به سادگى نمىتوان ترويج اين احاديث را در فضاى همگانى جامعه و به صورت علنى و آن هم در جوّ تقيّه‌زدهء آن روزگار پذيرفت . طبيعى بود كه امامان عليهم السّلام با توجه به شرايط سخت سياسى و حسّاسيت خلفا ، نتوانند به‌طور علنى مصاديق خارجى آنها روشن كنند ، بلكه اين كار صرفا براى عدهء خاصى و به عنوان اسرار غيرقابل فاش انجام مىشده است . از اين‌رو بود كه گاهى حتى برخى از اصحاب خاص امامان پس از درگذشت هريك از امامان ، به ويژه از عصر صادقين به بعد ، در تعيين مصداق واقعى امام دچار حيرت و اختلاف مىشدند . و نيز شايد عدم نقل اين‌گونه احاديث در كتاب‌هاى حديثى قرن سوم و عصر حضور امامان و از طرفى ، طرح آنها در جوامع حديثى پس از عصر حضور و شروع غيبت صغرا نيز به همين دليل بوده است . با اين‌همه ، اثبات برخى از جزئيات و جريان‌هاى تاريخى و موضوعات مورد اختلاف به وسيلهء احاديث از قوّت چندانى برخوردار نيست .